|
در مطالعاتی که
تاکنون پيرامون تاريخچه فرشبافی انجام شده برای
ناميدن تعدادی از فرشها و نقوش آنها از اصطلاحاتی
استفاده میشود که بدليل داشتن ريشههای غربی ،
دقت نظر بيشتری را نسبت به اصطلاحاتِ بومی و محلی
رايج در فرش ، طلب میکنند .در اين نامگذاری ها ،
برای نقوش فرشهايی که دارای جنبههای تاريخی هستند
، اصطلاحاتی توسط محققين غربی انتخاب شده است که
برای اين اصطلاحات در هيچ کجای فرهنگهای بومی ،
معادل ، تعريف و يا معنايی وجود ندارند .
آشنايی با اين نامها
و علت اين نامگذاری ها زمانی ارزش بيشتری پيدا
میکنند که نسبت به هدف و نتايج محققين فرش در
زمينه اين نامها به آگاهی جامع تری برسيم . بنظر
میرسد اين اصطلاحات ، بيشتر برای استفاده در طبقه
بندی نقوش فرش و تعيين حدود تاريخی و ارزش آنها و
بررسی سير تحول طراحی فرش انجام گرفته است . در
حقيقت محققين و صاحبنظران غربی فرش در برگزيدن
نامها برای نمونهها و نقوش فرشهای تاريخی از
اصطلاحات رايج در زبان و فرهنگ خود استفاده بيشتری
نسبت به اصطلاحات بومی و منطقهای فرش کردهاند .
در طبقهبندی
فرشهای شرقی و بخصوص فرشهای ايرانی ، در بيشتر
موارد ، نوع فرشها با نام محل ، شهر ، روستا و يا
ايلی که در آنها بافته شدهاند مشخص میشود . برای
ناميدن نوع طرح ها نيز از موضوع طرح و يا اصطلاحات
و واژههای محلی استفاده میگردد . در مواردی نيز
طرحها با نام طراحان خود و يا سفارش دهندگانِ
طرحها به شهرت رسيدهاند . اما در مورد فرشهايی که
در آثار نقاشان اروپائی دوران رنسانس و در
مينياتورهای نگارگران ايرانی پيش از دوران صفوی
ظهور پيدا میکنند و يا فرشهايی که در موزهها و
مجموعههای خصوصی نگهداری میشوند، نامگذاری به
روشهای رايج امکان پذير نبوده است . به اين دليل
که محل بافت اين فرشها و يا طراحان آنها مشخص نيست
، همينطور اکثر طرحهای اين فرشها بجز چند مورد ،
هندسی و بدون موضوع هستند و شباهتی به نمونههای
فرش های امروزی ندارند . امروزه تعداد کمی از اين
فرشها بصورت بافته شده و کامل باقی مانده اند در
حالی که اين فرشها نيز با مشکل نامگذاری و تعيين
مشخصات روبرو هستند و بيشتر با فرشهای روی نقاشی
ها مقايسه میشوند .
|